طراحان جلوه های ویژه در انتظار اسکار
-قسمت اول این روزها 24 متخصص جلوه های ویژه از سه فیلم : قطب نمای طلایی The Golden Compass، دزدان دریایی کارائیب Pirates of the Caribbean: At World’s End و تبدیل شونده ها Transformers ، بی صبرانه به انتظار شب جادویی بیست و چهارم فوریه در سالن کداک تیاتر هستند تا کسی بر روی صحنه پاکت مهر و موم شده را باز کند و بگوید: و اسکار جلوه های ویژه تقدیم میشود به…. سه فیلم نامبرده،
انتخاب نهایی از میان بیش از پانزده فیلم بوده اند. از میان پانزده فیلم، هفت فیلم انتخاب و نهایتا سه فیلم به مرحله حضور در اسکار میرسند.
این سه فیلم ، علاوه بر مدت زمان عادی، یک ویدیو یا اصطلاحا ریل reel پانزده دقیقه ای بنام بیک - آف bake-off هم ضمیمه دارند که در این ریل، تیم جلوه های ویژه به سئوالات بینندگان در مورد چگونگی ساخت جلوه های ویژه فیلمشان توضیح میدهند. در واقع اطلاعات ارائه شده در بیک آف راهنمای نهایی هیئت داوران برای انتخاب برنده نهایی است. قطعا تصادفی نیست که سه سرپرست اصلی تیم های جلوه های ویژه از سه فیلم نهایی،
یعنی : اسکات فارار Scott Farrar از تبدیل شونده ها، مایک فینک Mike Fink از قطب نمای طلایی
و جان نول John Knoll از دزدان دریایی کارائیب ( که هرسه تا کنون جوایز مختلفی را در کارنامه خود دارند) کارشان را همزمان و از دهه هشتاد میلادی آغاز کردند.
فارار و نول کارشان را از استودیوی Industrial Light & Magic آغاز کردند و فینک از مستقلها بود.
اسکات فارار کارش را از فیلم (1979)Star Trek آغاز کرد و در سال 1985 نخستین اسکارش را برای فیلم Cocoon دریافت کرد.
Transformers پنجمین نامزدی اسکار او تا کنون است. او همچنین تا به امروز چهار بار نامزد دریافت جایزه بفتا Bafta بوده است. آغار کار مایک فینک در زمینه جاوه های ویژه با فیلمهای (1983) War Games و (1984) The Adventures of Buckaroo بوده است. قطب نمای طلایی دومین نامزدی اسکار را برای فینک به ارمغان آورده است. بار اول او برای فیلم (1992) Batman Returns نامزد دریافت این جایزه شد بعلاوه اینکه او تا کنون 3 بار نامزد دریافت جایزه بفتا شده است. جان نول اولین کارش را در سال 1986 و با فیلم The Golden Child آغاز کرد. دزدان دریایی کارائیب ششمین نامزدی اسکار و چهارمین نامزدی بفتا را برای او به همراه داشته است.
او اسکار بهترین جلوه های ویژه را در سال گذشته و برای قسمت قبلی دزدان دریایی کارائیب دریافت کرد. img021.jpg سایت CG society مصاحبه ای کرده است با این سه طراح جلوه های ویژه ، با این سئوال که بنظرآنها دلایل نامزدی فیلمشان برای جایزه اسکار چه بوده است؟
فینک : من فکر میکنم که این سه فیلم ، نسبت به فیلمهای سال گذشته و حتی فیلمهای سالهای پیشین بسیار متفاوت هستند. اگر من قرار بود بر اساس بیک آف های دریافتی، سه فیلم نهایی از هفت فیلم را انتخاب کنم، مسلما همین سه فیلم را انتخاب میکردم. این سه فیلم بسیار با یکدیگر متفاوت هستند اما شما در نگاه اول ممکن است که متوجه این تفاوتها نشوید. چرا که من، جان و اسکات دیدگاههای مشابهی داریم .
هر سه ما یک پیش زمینه کاری در رابطه با دوربین و فیلمبرداری داریم و در نتیجه هرسه ما دوربین، نور و سینما را میشناسیم. این موارد کار ما را از جهاتی شبیه به هم میکند. هرسه این فیلمها بهترین نورپردازی که من تا کنون در فیلمهای با فضاسازی و کاراکتر های سه بعدی دیده ام را دارا میباشند. ما به نقطه ای از مهارت رسیده ایم که میدانیم چگونه ابزار های درجه یک نورپردازی را بکار بگیریم، به نحوی که شخصیت ها و فضاهای سه بعدی واقعا جزئی از صحنه بنظر برسند. نول : این سه فیلم ، فیلمهایی نیستند که تحول عظیمی را در ساخت و ساز ایجاد کرده باشند. اما به نحو چشمگیر و فزاینده ای بهتر از نمونه های پیشین هستند.
این روزها ما هرچه بیشتر شاهد ساخته شدن فیلمهایی هستیم که تا پیش از این بنظر میرسید که میلی به ساختنشان وجود ندارد. کارگردانها قانع شده اند که جلوه های ویژه را میتوان بعد از فیلمبرداری به فیلم اضافه کرد. دیگر در فیلمبرداری وقفه های طولانی مدت برای ساخت و ساز جلوه های ویژه نداریم. این یک پیشرفت لذت بخش است. بعلاوه ما دیگر نگرانی از بابت ساختن مواردی که ساختنشان مشکل بنظر میرسد نداریم. مواردی از قبیل : آب، تخریب سازه ها، سازه های دیجیتال در محیط های واقعی، و نما های نزدیک از کاراکترهای سه بعدی ( حتی در حال صحبت کردن). فارار: کاندیدا شدن این سه فیلم، ارائه دهنده سه چالش بزرگ در زمینه جلوه های ویژه است. خز و پشم در قطب نمای طلایی، آب در دزدان دریایی و سطوح سخت و فلزی در تبدیل شونده ها. خیلی ها به من میگویند که تبدیل شونده ها، نخستین گام اساسی در طراحی جلوه های ویژه پس از فیلم پارک ژوراسیک است .
ما چنین هدفی نداشتیم. اما میتوانم بگویم که این فیلم گام بزرگی بود در هرچه طبیعی تر جلوه دادن فضا ها و کاراکتر های دیجیتالی در کنار دنیای واقعی. img011.jpg فکر میکنید که دلیل نامزد شدن فیلم قطب نمای طلایی برای اسکار چه بوده است؟ نول : من تصور میکنم که آنها یک ریل Reel درجه یک ارائه دادند. با جزئیات و توضیحات مناسب از مراحل کار. من به خصوص فضاسازی های فیلم را بسیار دوست دارم.
نمای شهر از دید کشتی هوایی و آن حیوانات کوچک را…و آن ارواح شیطانی بسیار عالی کار شده اند. نمایی هست که شما آن راسو را از ورای ذره بین میبینید…واقعا فریبنده است. من مایک فینک را از سالهای قبل میشناسم. از زمانی که ما در فیلم Baby’s Day Out با هم همکاری میکردیم. او واقعا باهوش است. من بر روی افکت هایی در فیلمهایی با ابعاد قطب نمای طلایی کار کرده ام و میدانم چقدر مشکل است که بتوانید همه چیز را در ذهنتان شکل دهید و بعد در هنگام اجرا، همه چیز را تحت کنترل داشته باشید. فارار: قطب نمای طلایی مسلما یک فیلم درژانر فانتزی است و حاوی تمام نکاتی است که مشخصه هنر و شغل ماست. در این فیلم انیمیشن را داریم و حیوانات دیجیتالی خز دار( که ساختنشان بسیار مشکل است) ، کاراکترهای سخنگو، فضا سازی های دیجیتالی، ترکیب سازه ها و کاراکترهای سه بعدی با هنرپیشه ها در مقابل پرده سبز greenscreen … به نظر میرسد که همه چیز با زیبایی شناسی خاصی با هم هماهنگ شده است و این بسیار مهم است ، بخشی از جذابیت فیلم است. من عاشق آن نما های هوایی با بالن بر فراز شهر هستم. این نما ها مانند یک نقاشی رمانتیک و زیبا هستند. همینطور باید بگویم که بسط دادن شخصیتهای دیجیتال و ارتباط آنها با بازیگران واقعی از بخشهای شاخص این فیلم است. من از طرفداران کارهای مایک هستم.
او همیشه بهترین کار را ارائه میدهد. فینک: من فکر میکنم که قطب نمای طلایی حرف تازه ای برای گفتن و نکات تازه ای برای دیدن داشت. این فیلم احساسات تازه ای را بین موجودات دیجیتالی و شخصیتهای واقعی به نمایش گذاشت و همه میگویند که این کار بسیار زیبا از آب در آمده است.
مترجم :مهبد بذرافشان منبع: http://features.cgsociety.org/story_custom.php?story_id=4405
با تشکر از محمد مدرس بخاطر معرفی این مقاله